تبليغاتX
فصل پنجم

فصل پنجم

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است

چمن سبز ورزشگاه سئول سر ما را بر باد داد

پس از آن که ایالات متحده، استرالیا، اتحادیه اروپا و ژاپن پس از تصویب قطعنامه چهارم تحریم‌ها علیه ایران تحریم‌های تازه‌ای را اعمال کردند، اکنون کره جنوبی نیز به جمع آنها پیوسته و تحریم‌های تازه‌ای را علیه ایران اعمال کرده است.

پیش از این کره جنوبی از محدود شدن مراوداتش با ایران ابراز نگرانی کرده بود و از این که تحریم‌های جدید شورای امنیت و فشارهای غرب به خصوص امریکا برای اعمال این تحریم‌ها به کره جنوبی افزایش یافته است، ناخرسند بود.

با این حال دولت کره جنوبی روز چهارشنبه 17 شهریور تحریم‌های تازه‌ای را بر ضد جمهوری اسلامی ایران اعمال کرد. بر اساس این تحریم‌ها 102 شرکت و مؤسسه مالی و تجاری از جمله بانک ملت همچنین اسامی 24 نفر که مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران هستند مورد اعمال تحریم و تهدید جدید قرار می‌گیرند.

کیم یانگ سان، سخنگوی وزارت امور خارجه کره جنوبی در این باره به خبرنگاران گفت: «اقدام دولت کره جنوبی به دلیل لزوم پیوستن به تلاش‌های بین‌المللی علیه برنامه هسته‌ای ایران صورت می‌گیرد. از این پس هر نوع معاملات بانک ملت، حتی به مبلغ یک دلار نیاز به مجوز دولت کره جنوبی دارد.»

کره جنوبی روابط اقتصادی مستحکمی با تهران دارد. بیش از دو هزار شرکت کره جنوبی در تجارت با ایران فعالیت اقتصادی دارند. مراودات تجاری دو کشور در سال گذشته میلادی در حدود 10 میلیارد دلار بوده است. همچنین براساس اعلام شرکت ملی نفت کره، ایران چهارمین تامین کننده نفت خام کره جنوبی است که تقریبا 8/9 درصد از واردات نفت این کشور را تشکیل می‌دهد. با این حال این کشور یکی از هم‌پیمانان بسیار نزدیک کشورهای غربی به‌خصوص امریکا نیز محسوب می‌‌شود.

امریکا اخیرا تمامی تلاش‌های خود را برای کسب حمایت‌های بین‌المللی در راستای زیر فشار گذاشتن ایران برای تعلیق برنامه هسته‌ای این کشور به کار بسته است.

کره جنوبی همچنین در این تحریم‌ها سرمایه‌گذاری و عقد قراردادهای ساخت و ساز مربوط به منابع نفتی ایران را ممنوع کرده است.

در همین رابطه دولت کره جنوبی با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد، شعبه سئول بانک ملت که یکی از 15 بانک ایرانی در این کشور محسوب می‌شود به خاطر سرپیچی از قوانین کره جنوبی، درباره مبادلات ارزهای خارجی به شدت مجازات خواهد شد.

پیشتر مقام‌های امریکایی از کره جنوبی خواسته بودند تا فعالیت‌های این بانک ایرانی را در شهر سئول متوقف کند و دولت کره تصمیم‌گیری در این زمینه را موکول به گفت‌وگو با امریکایی‌ها کرده بود.

در بیانیه دولت کره جنوبی که امروز بدون توضیحات بیشتر منتشر شده، آمده است که شعبه سئول بانک ملت صدها میلیون دلار را در مبادلات مربوط به شرکت‌های هسته‌ای، موشکی و دفاعی ایران کارگشایی کرده است.

روز گذشته استوارت لوی، معاون امور ضد تروریسم وزارت خزانه‌داری امریکا، نیز به روزنامه وال‌استریت ژورنال گفت که بانک تجارتی ایران و اروپا که مرکز آن در هامبورگ آلمان است در فهرست تحریم‌های امریکا علیه ایران قرار گرفته است.

وی گفت که این بانک میلیاردها دلار نقل و انتقالات مالی با بانک‌های تحریم‌‌شده ایرانی مانند بانک ملت، بانک بین‌المللی پرشیا، بانک توسعه صادرات و پست بانک ایران داشته است.

دولت لبنان نیز در جدیدترین تحریم‌های بانکی ایران از بانک‌های این کشور خواسته است که تحریم‌های سازمان ملل، امریکا و اتحادیه اروپا را علیه ایران اجرا کنند.

. یک کلام اینکه ما نباید کره جنوبی رو میبردیم تو سئول.حالا حساب کنید اگه یک بازی در آمریکا با تیم بسکتبال این تیم بازی کنیم و ببریم چی میشه.فکر کنم اونوقت آمریکا ۲تا دونه بمب اتمی ناقابل حواله ایران کنه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/25ساعت 15:12  توسط جواد   | 

ندای وظیفه 6(فراتر از واقعیت)

بازی ندای وظیفه ۶ رو بازی کردم.توی یکی از اپیزودهاش اشکم در اومد وقتی دیدم امریکا رو با خاک یکسان کرده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/01ساعت 12:10  توسط جواد   | 

مردم فراتراز رهبران

در طول 50 سال اخیر در ایران همیشه مردم جلوتر از رهبران خودشون حرکت کردند.

در شروع انقلاب در حالی که مردم شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی سر میدادند و شعار محوری مردم این بود سران انقلاب در فکر این بودند که حجاب اجباری بر سر مردم بگذارند (یعنی ساده ترین حق یک انسان آن هم انتخاب پوشش رو از اون دریغ کنند)جالب اینجایت که هیچ وقت در طول مبارزات خودشون این مسایل رو عنوان نمیکردند برای اینکه میترسیدند مردم ازشون ببرند.آگر مردم دنبال آزادی بودند(که همانا یکی از شعارهای انقلاب بود)مگر دیوانه بودندکه بیایند آنچه رو که دارند رو هم از دست بدهند.

نمونه بعدیش انتخاب آقای خاتمی بود در حالی که مردم خواستار آزادی های بیشتر بودند و یا حتی در پاره ای از زمان از ایشون خواستند که به پشتوانه 20 میلیون رای مه دارند روبروی رهبری قرار بگیرند اما ایشون هیچ وقت این جرات رو به خودشون ندادند که حتی فکر این قضیه رو کنند.

و حالا این مردم خسته از های و هوی های پوچ ودشمنی با دنیا و این مردمی که در عرض 30 سال 2 حرکت بزرگ انجام دادند و هر دوی آنها به تاراج رفت میخواستندبارای خودشون با کمترین هزینه یک نه بزرگ بگند به قدرت طلبی عده ای که خودشونو برگزیده از طرف خدا و اما زمان میدونند(همون فکری که شاه فقید میکرد)اما باز هم شاهد همون جریان تکراری هستیم شاهد گویی تاریخ دوباره تکرار میشود.

موسوی هیچ گاه در حرفهاش حرفی از آزادی نزد اما مردم فکر میکنند اگر اون بیاد آزادی هم باهاش میاد.

یا حتی الآن که مردم بر علیه رهبری موضع گیری میکنند آقایان سکوت اختیار میکنند.

شاید نظایر این مسایل رو در هیچ کشوری دیگری نمیشه پیدا کرد کهمردم آگاه تر و هوشیار تر از رهبران خودشون باشند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/31ساعت 20:36  توسط جواد   | 

کودتای 22 خرداد 1388

کودتای 22 خرداد در طول تاریخ ایران زمین هیچوقت حکومتها در گول زدن مردم اینقدر زیاده روی نکردند که حکومت اسلامی و حکومت نائب امام زمان داره انجام میده.و در طول تاریخ ایران فقط یک کودتا بوده اونهم کودتای 28 مرداد 1332 اما حالا شاهد کودتای بسیار بزرگتر و گسترده تری هستیم اونهم کودتای 22 خرداد 1388. شاید اون زمان در داخل ایران افراد با سواد به اندازه الان نبودند و ملت عمق فاجعه رو درک نکردند و نسلهای بعدی پی به عمق فاجعه بردند.اما حالا نه.مردم هوشیارند و دارند میبینند که آقایون رای های مردم رو ملا خور کردند.واقعا جالبه مگه نه؟ آقایون فکر میکنند که مردم نمیفهمند یا بی خیالی طی میکنند اما این تو بمیری ها از اون تو بمیری ها نیست. چندتا نکته واسه من جالب بود خواستم بابتش حرف بزنم. 1:ایجاد یک فضای پر از شور و نشاط بین مردم 2:اینکه نظام به خودی ها هم رحم نداره و اینکه آقایون چقدر تشنه قدرت هستند 3:ممکنه هاشمی رفسنجانی خامنه ای رو از مقام رهبری عذل کنه به خاطر اینکه اصل عدالت رهبری از بین رفته 4:مردم این همه سال به حرفهای اپوزیسیون گوش ندادند اما حالا خودشون اومده اند بیرون و میخواهند حق خودشونو پس بگیرند. و در آخر یک توصیه به سر دم داران حکومت:شاید بتونید این حرکت مردم رو(جنبش)با زور باتوم خنثی کنید اما شماها خودتونو روبروی مردم قرار دادید.و اگه هم بتونید از این مخمصه هم بگذریداما این حادثه توی ذهن مردم باقی میمونه پس جنگ اول به از صلح آخر. حضرت محمد میگوید:<<هیچ حکومتی با ظلم و جور پا بر جا نمیماند>> گیرم که میبرید گیرم که میکشید گیرم که در خیال پستتان در خون غلطیده ام آخر چه؟ با رویش ناگزیر جوانه ها چه میکنید؟
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 13:9  توسط جواد   | 

تیشه به ریشه

شاید خیلی ها مناظره احمدی نژاد رو با موسوی دیدند یا تعریف اونو شنیدند.مناظره ای که دو طرف سعی کردند هم دیگر رو زیر سوال ببرند.

احمدی نژاد که کلا 26 سال انقلاب رو زیر سوال برد . موسوی که 4 سال احمدی نژاد رو خرافه پرستی و توهم گرایی اسم گذاشت.

شاید این به نوعی تمرین جمهوریت و دموکراسی باشه اما واسه من نکته جالبش به این بود که نتیجه گرفتم آقایون رده بالای مملکت خودشون با هم مشکل دارند و خودشون 30 سال حکومت رو و نحوه مدیریت اونو قبول ندارند اما باز هم نمیدونم چرا انتظار دارند مردم اونهارو قبول داشته باشند  و همش بگند بله به برکت وجود انقلابه که که الان ایران سرزمین گل و بلبل هستش.الان به جایی رسیدیم که خود نیروهای نظام مثل یک عقرب دارند به خودشون نیش میزنند.

احمدی نژاد و خامنه ای و دار ودسته اش یک گروهند و رفسنجانی و خاتمی و موسوی یک دار و دسته دیگه اینها هر کدوم واسه اینکه بتونند بیشتر مردم رو بچاپونند دارند دعوا میگیرند(عین فیلم فارسی که یک گروه خلاف کار میخواهند کنترل یک محله رو تو دست بگیرند اما فرقش با اینها اینه که اونها دنبال یک محله بودند اینها دنبال یک کشور) و هر کدوم سعی دارند که خودشون ابزار قدرت رو در دست داشته باشندو این وسط هم مردم نقش هویج رو دارند.

این حرفهایی که احمدی نژاد گفت عباس پالیزدار هم زده بود فقط نمیدونم چرا اونو انداختند زندان و آقای دکتر رو باهاش کاری ندارند.

راستی یه مسئله دیگها اگه به خاطر این مطلب وبلاگ منو فیلتر کنید خیلی نامردید چون من فقط حرفهای کاندیداهارو شنیدم و این جوری تجزیه و تحلیل کردم.حالا هر جور دوست دارید.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/18ساعت 12:39  توسط جواد   | 

تیشه به ریشه

شاید خیلی ها مناظره احمدی نژاد رو با موسوی دیدند یا تعریف اونو شنیدند.مناظره ای که دو طرف سعی کردند هم دیگر رو زیر سوال ببرند.

احمدی نژاد که کلا 26 سال انقلاب رو زیر سوال برد . موسوی که 4 سال احمدی نژاد رو خرافه پرستی و توهم گرایی اسم گذاشت.

شاید این به نوعی تمرین جمهوریت و دموکراسی باشه اما واسه من نکته جالبش به این بود که نتیجه گرفتم آقایون رده بالای مملکت خودشون با هم مشکل دارند و خودشون 30 سال حکومت رو و نحوه مدیریت اونو قبول ندارند اما باز هم نمیدونم چرا انتظار دارند مردم اونهارو قبول داشته باشند  و همش بگند بله به برکت وجود انقلابه که که الان ایران سرزمین گل و بلبل هستش.الان به جایی رسیدیم که خود نیروهای نظام مثل یک عقرب دارند به خودشون نیش میزنند.

احمدی نژاد و خامنه ای و دار ودسته اش یک گروهند و رفسنجانی و خاتمی و موسوی یک دار و دسته دیگه اینها هر کدوم واسه اینکه بتونند بیشتر مردم رو بچاپونند دارند دعوا میگیرند(عین فیلم فارسی که یک گروه خلاف کار میخواهند کنترل یک محله رو تو دست بگیرند اما فرقش با اینها اینه که اونها دنبال یک محله بودند اینها دنبال یک کشور) و هر کدوم سعی دارند که خودشون ابزار قدرت رو در دست داشته باشندو این وسط هم مردم نقش هویج رو دارند.

این حرفهایی که احمدی نژاد گفت عباس پالیزدار هم زده بود فقط نمیدونم چرا اونو انداختند زندان و آقای دکتر رو باهاش کاری ندارند.

راستی یه مسئله دیگها اگه به خاطر این مطلب وبلاگ منو فیلتر کنید خیلی نامردید چون من فقط حرفهای کاندیداهارو شنیدم و این جوری تجزیه و تحلیل کردم.حالا هر جور دوست دارید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/18ساعت 12:36  توسط جواد   | 

توهم توطئه

قصه توهم توطئه در این مرز و بوم، قصه بسیار دردناکی است. واکنش یک جامعه عقب افتاده در مقابل دولت های بزرگتر و قوی تر دنیا است. داستان ملتی است که چهارصد سال است  در سراشیبی قرار گرفته. چهارصدسالی که عصر مدرن متولد شده و دنیا با سرعت برق و باد در حال عوض شدن بوده، اما این ملت در خوابی عمیق فرورفته و تنها گاهی رویاهای شیرین گذشته را می بینید. هر از چند گاهی هم که از خواب بیدار می شود و به رفتن کاروان و جا ماندن خودش نگاه می کند حاضر نیست عیب را در خودش جستجو کند و به زمین وزمان فحش می دهد. فرافکنی می کند و دیگران را مقصر می داند. تئوری توطئه  یا توهم توطئه، تئوری است که به موجب آن، تمام حوادث و جریانات سیاسی ویا اجتماعی حاصل طراحی و توطئه دیگران است. این دیگران بیش از همه انگلیس ها هستند، بعد روس ها، بعد آمریکائیها، بعد فرانسه و آلمان و چین و خلاصه همه دنیا. گاهی هم خود حکومت عامل این توطئه در عرصه سیاسی است و سر مردم کلاه می گذارد و توطئه می کند اما در نهایت خود حکومت هم عامل یک خارجی است. گاهی این توهم به جای عرض در طول حرکت می کند، یعنی به سراغ تاریخ می رود. پهلوی ها، قاجارها، صفویه، مغول هاو البته عرب ها. این آخری، اخیراً بیشتر طرفدار پیدا کرده و برای شکستن کاسه و کوزه هابرسر اعراب و اسلام پیدا شده است. و البته باز هم از خود گریزی و در رفتن از زیر پاسخ به این سؤال بسیار ساده و روشن که فرض کنیم در تاریخ قدیم یا جدید، خارجی هایی به این مملکت حمله یا طمع کرده اند. چرا موفق شده اند؟ چه دردی در تن ما بوده که آنها توانسته اند غالب شوند؟ چه ضعفی در مزاج جامعه بوده که میکرب خارجی توانسته به این تن وارد شود؟

sex

تئوری توطئه شیرین است چون نوعی داستان سرایی است. متکی بر بافته های ذهنی است که شما می کوشید برای آن شواهد بیرونی ارائه کنید. اما تا هرجا که ذهنتان بکشد و اجازه بدهد می توانید سناریوهای پیچیده و بسیار پیچیده تصور کنید و به پبش بروید و نگران داده های تجربی و بیرونی نباشید. تئوری توطئه ابطال ناپذیراست، چون همیشه به بخشی از نادانسته ها و اسرار پشت پرده متکی است که هیچ گاه در اختیار ما نخواهد بود. بنابراین هیج داده تجربی آن را باطل نمی کند. شما می توانید همواره در مقابل هر داده تجربی بگوئید اطلاعات دیگری هست که آن پشت ها است وما نمی دانیم.

 

تئوری توطئه آسان است. به این معنی که با توهم توطئه شما نیازی به خواندن کتاب و مقاله و تئوری های سیاسی و فلسفه سیاسی ندارید. نیازی ندارید مکانیزم تصمیم گیری در انگلیس یا آمریکا یا هر کشوردیگری را بدانید. نگران احزاب گوناگون در این کشورها باشید. حتی نگران گرایشات سیاسی داخل مملکت خودتان هم نیستید. چون از پیش برای همه چیز جواب دارید. نیازی به تجزیه و تحلیل اجتماع و جامعه شناسی سیاسی هم ندارید. چرا آمریکا فلان تصمیم را می گیرد؟ چون آن هیئت مدیره دنیا (برابر یکی از همین نظریات مثلاً آن 21 نفری که دنیا را اداره می کنند) اینطوری خواسته اند و یا مثلاً این هیئت مدیره صهیونیست و ضد بشر و ضد دین و ضد اخلاق و ضد خداست و با اسلام و انقلاب اسلامی هم که بد است بنابر این شب و روز در صدد توطئه برای خاموش کردن نور خدا که از ایران تتق بیرون زده شده است .بنابر این، شخص ایرانی ما هیچ نیازی ندارد که بداند گرایش های سیاسی در واشنگتن چگونه است؟ مکانیزم تصمیم گیری در واشنگتن چگونه عمل می کند؟ ما چطور می توانیم مثل سایر کشورها(ترکیه، ژاپن، چین.کره جنوبی و دهها کشور دیگر) باشناخت درست این مکانیزم به نفع منافع ملی امان بهره برداری کنیم.

بالاخره تئوری توطئه آرامش بخش است. چرا که شما از قبل برای همه پرسش ها جواب دارید و نیازی هم ندارید به خودتان دغدغه ای راه بدهید و فشار بیاورید تا دردی را درمان کنید. تمام دردها از جای دیگری است و شما هیچ تقصیری ندارید. کسانی که لابد کله های خیلی خیلی گنده ای دارند، سناریوهای پیچیده و بسیار عجیب و غریبی درپشت پرده دنیا اجرا می کنند و همه سیاستمداران هم تنها بازیگران روی صحنه هستند که آن سناریوها را اجرا می کنند.

خیلی ها میگند که آره حکومت شاهنشاهی رو انگلیسیها نابود کردند و خواستند این حکومت رو بیارند سر کار بعد که ار آقایون دلیل میخواهید یک سری توهمات رو بیان میکنند.

حتی محمد رضا شاه هم چنین توهماتی داشت و میگفت  آمریکا اونو سر نگون کرده  بیچار نمیدید که این همه مردم دارند جون میدهند تا انقلاب به پیروزی برسه . توی ذهن خودش یک سری توهمات داشت.

 یا حتی جدیدا القاعده و بن لادن و 11 سپتامبر هم توطئه خود آمریکا و یا دقیق تر بگویم توطئه آن هیئت مدیره ای است که آمریکا را هم اداره می کند. جنگ بین الملل دوم هم حاصل توطئه همان گردانندگان دنیا بوده و تشکیل دولت اسرائیل هم ایضاً به شرح.

توهماتی که مثل لایه های سنگین  سنگی روی هم انباشته شده است و واقعاً برای یک نفر خارجی قابل درک نیست

لابد شما هم مثل من ذهنتان بلافاصله متوجه یک سؤال شده است که چرا ما ایرانی ها چنین  هستیم؟

آیا می توان این درد را ریشه یابی کرد و تا ژرفای تاریخ به عقب رفت و در کنه روحیات یک ملت کاوش کرد؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/14ساعت 12:41  توسط جواد   | 

اعدام

وقتی صحبت از اعدام میشه و اینکه شخصی رو اعدام کرده اند تن آدم میلرزه.به خصوص اگر اون شخص یک نوجوان باشه.

اما قانون مجازات و به خصوص اعدام  از کجا اومده و این طرز فکر از کجا منشا میگیره.

نخستین مرحله از مراحل تكامل قانون آن بوده است كه ھركس خود انتقام مي گرفته است انسان اولیه

مي گفت:<< انقام گرفتن بھ من تعلق دارد و خود رفع ضرري را كه به من رسیده خواھم كرد>>در نزد ھندیشمردگان كالیفرنیاي جنوبي ھر فرد به منزلة پلیس خود بودو ھر اندازه كه نیرویش اجازه مي داد با انتقام گرفتن به خیال خود  عدالت را اجرا مي كرد در بسیاري از قبایل اولیه كشته شدن

 شخص الف به وسیلة شخص ب به آنجا مي كشید که ب را پسران الف یا دوستش ج به  قتل برسانند.تجاوز

و پس از آن ج را پسران ب یا دوست او بکشند. و این عمل تا آخر حروف الفبا ادامه پیدا مي كرددر میان بعضی از جوامع   ھم اكنون نظایري از این عمل انجام میشود. اصل انتقام در تمام طول تاریخ حقوق و قانون وجود داشته و اثر آن در ”قانون“ قصاص حقوق روم و در قانون حموربي و شریعت موسي<<چشم در مقابل چشم ودندان در مقابل دندان>>و یا حتی  در قوانین اسلامی دیده مي شود و بآساني مي توان تأثیر آن را در ضمن قانونھایي جزاییي كه امروز در كشورھاي مختلف مورد اجراست مشاھده كرد.

گام دومي كه به طرف قانون و مدنیت برداشته شده آن بوده است كه جریمه را جانشین انتقام ساخته اند غالب اوقات،رئیس، براي برقراري صلح و بھبود وضع میان افراد جماعت خود نفوذ خویش را به كار مي برده و خانوادة مقتول را راضي مي كرده است كه، عوض انتقام خونین، مقداري پول یا ھدیة  دیگري را به عنوان جریمه و تاوان بپذیرند و از خون قاتل درگذرند. كم كم براي این جریمه و تاوان تعرفه اي درست شد كه معلوم مي كرده است براي چشم، فلان قدر، و براي بازو یا دندان، فلان قدر، و براي جان، فلان اندازه تاوان پرداخته شود؛ قانون حموربي در این باره به تفصیل توضیح داده است.

مردم حبشه به مجازات از راه قصاص دقت و وسواس داشته اند كه اگر بچه اي از بالاي درخت به سر بچة دیگري مي افتاد و سبب قتل او مي شد، مادر مقتول مي توانست فرزند دیگر خود را از بالاي درخت، به عنوان قصاص، بر سر بچة قاتل سقوط دھد. مبالغي كه به عنوان جریمه و تاوان پرداخته مي شده، بر حسب اختلاف سن و جنس و رتبة اجتماعي معتدي و معتدي علیه، اختلاف پیدا مي كرده است.

سومین گامي كه براي تكامل قانون و حقوق برداشته شده ایجاد محاكمي بوده است كه در آن رؤسا وكاھنان و پیرمردان پھلوي یكدیگر مي نشستند و در اختلاف میان مردم قضاوت مي كردند؛ ولي این مجالس ھمیشه براي قضاوت نبوده، بلكھ بیشتر اوقات عنوان اصلاح ذات البین و آشتي دادن میان  طرفین را داشته و كاري مي كرده است كه راه حلي مرضي الطرفین پیدا شود در طول قرنھاي متمادي و میان بسیاري از ملتھا، عمل ارجاع قضیه به محكمه، عملي اختیاري بوده، و اگر كسي كه ظلم بر او شده، یا خانواده اش به حكم محكمه راضي نبودند، كمال آزادي را داشتند كه به انتقام و خونخواھي فردي توسل جویند.

در بسیاري از حالات، دعواي میان دو نفر به صورت كشمكش و نزاع میان دو طرف متخاصم در برابر چشم عموم مردم درآمده، و این منازعه به اشكال مختلف، از مشتزني بدون آزار، ھمان گونه كه در میان مردم اسكیمو وجود دارد، تا جنگ واقعي كه منجر به مرگ مي شده، صورت مي پذیرفته است. پاره اي  از اوقات، مردم ابتدایي روش آزمایش <<اوردالي>>را براي حل مشكلات خود به كار مي بردند، منتھا، مثل مردم قرون وسطي در اروپا، بر این عقیده نبودند كه، در نتیجة  آزمایش. خداوند مجرم را آشكار و روسیاه خواھد كرد، بلكه عقیده داشتند كه این عمل، گرچه دور از عدالت باشد براي پایان دادن به نزاعي كه ممكن است نسلھاي متوالي قبیله اي گرفتار آن باشند بھترین طریقه به شمار مي رود. یكي از نمونه ھاي این روش آن بوده است كه دو ظرف خوراك مشابه با یكدیگر، كه یكي از آنھا زھرآلود بوده، در مقابل اتھام زننده و كسي كه مورد تھمت قرار گرفتھ مي گذاشتند و معمولاً سم طوري نبوده كه كشنده باشد ولي چون ھر دو طرف به عادلانه بودن این روش اعتقاد داشتند، خصومت به این وسیله پایان مي پذیرفته است.

گام چھارمي كه قانون در تكامل خود برداشته، روزي بوده است كه دولت، خود، متعھد شده است كه

از تجاوز جلو گیرد و متجاوز را كیفر دھد.چیزی که در حال حاضر در دنیا وجود دارد.

حالا با دونستن این مسائل اینو هم باید بگیم که اعدام افراد نوجوان و اینکه اون شخص ممکنه آینده خوبی داشته باشه باید ما رو به این مسئله بکشونه که اگر هم اینچنین مسائلی توی دنیا وجود داره(به خصوص اعدام نوجوانها در کشور خودمون) باید جامعه رو مقصر شماره یک این قضیه بدونیم و اینکه چرا توی جامعه سن بزهکاری کم شده و بزهکاری و فحشا کم کم داره به یک امر عادی تبدیل میشه.

اما یک مسئله رو که نباید فراموش کرد اینه که اگر خدای نکرده یکی از بستگان نزدیک شما توسط یک نوجوان یا حتی یک شخص بزرگسال مورد اذیت قرار بگیره یا خدای نکرده به قتل برسه شما از قانون اشد مجازات رو میخواهید برای شخص مجرم. و هیچ وقت نمیگید چون من آدم روشنفکری هستم میگم این آقا رو آزاد کنید فکر میکنم این طرز تفکر رو همه دارند حالا توی یک کشور اشد مجازات حبسه توی یک کشور دیگه مثل ایران اعدام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 16:40  توسط جواد   | 

کلاف هزار سر

وقتی علی دایی  از سر مربیگری تیم ملی رفت من به شخصه خوشحال شدم چون به نظرم علی دایی یک شخص خود سر ومغرور .کسی بود که خودشو از همه سر تر میدونست و از مه مهمتر اینکه تجربه ملی نداشت(البته شاید چند سال دیگه بتونه نواقص خودشو بر طرف کنه)

اما وقتی که محمد مایلی کهن سر مربی شد من احساس کردم که فوتبال ما یک بازگشت به عقب داشته واین برای فوتبال مدرن(حتی برای زندگی امروزی)اصلا چیز خوبی نیست.

afshen ghotbi

من خودم تو همین وبلاگم نظرمو بابت سرمربیگری ایشون دادم.و حالا میبینم که 15 روز هم طول نکشید که ایشون رو استعفا کرد(به گفته خودشون بر کنارش کرده اند).کاری به این موضوع ندارم که ما دست تیمهای عربی رو هم از پشت بستیم و بر کناری سرمربی گری 1تیم اون هم تیم ملی در عرض 2هفته بدون اینکه اون تیم حتی 1 جلسه تمرین انجام بدهند  باعث مسخره شدن ورزشمون بشه هر چند ما توی این چند سال عادت کردیم همه جوره انگشت نما تو جهان باشیم و باعث مضحکه دنیا چه تو ورزش و چه توی خیلی از مسائل دیگه بشیم.

اما حالا میگم انتخاب امپراطور افشین قطبی با عشقی که اون به کشورش داره و توی حرفهای صادقانش این غیرت ایرانی بودن موج میزنه و این کارو برای ظاهر سازی انجام نمیده مطمئنا باعث صعود  ما به جام جهانی میشه و یا حتی بر فرض اینکه نتونستیم بریم جام جهانی اما باز هم میدونم که با انجام بازی های زیبا با اقتدار حذف میشیم.

فکر میکنم افشین قطبی چندتا حسن بزرگ داره:

1:رک بودنشه

2:عشق به کشورش داره و مصالح ملی رو به اعتبار خودش ارجحیت میده(کاری که خیلی ها حاضر نیستند انجام بدهند) چون ممکنه اگر نتونیم بریم جام جهانی اعتبار اون زیر سوال بره اما باز هم اومد.

3:میل به بردن رو تو تیمش تزریق میکنه

4:به خودش و کارش اطمینان داره و اگر بازی رو ببازه میگه من مقصر بودم توی باخت نه زمین چمن و نه داور و نه غیره

و خیلی از شاخصه هایی که یک مربی بزرگ باید داشته باشه رو داره.

شناختی که افشین از 2 کره داره واینکه 1 سالی که اون توامارات بوده مطمئنا باعث موفقیت اون میشه.

قطب جدید فوتبال ایران به میهن خوش آمدی

به امید پیروزی.

البته از مدیریت ایرانی که ما داریم و به قول بعضی ها اونو باید در دنیا انشار بدیم معلوم نیست افشین خان قطبی چند روز سر مربی تیم ملی هستند ۲روز ۲۰ روز و یا...؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/03ساعت 1:42  توسط جواد   | 

آمریکا نابود شد...

تلویزیون و رادیو رو وقتی روشن میکنیم همش دارند از بحران اقتصادی صحبت میکنند که آره تو آمریکا به دلیل بحران اقتصادی تظاهرات شده یا فلان کس تو آمریکا به دلیل بی کاری خودشو و خانواده اش رو کشته.یا همش از افزایش تورم و بی کاری تو آمریکا صحبت میکنند

من موندم این کسایی که اخبار میگویند یا خودشون بی شعورند یا ملت ایران رو بی شعور تصور کرده اند.یکی نیست به اینها بگه آقای رسانه ملی اون زمان که اقتصاد آمریکا قویترین بود شماها حرفی نمیزدید و نمیگفتید که آمریکا بهترین اقتصاد دنیا رو داره.

usa

مسئولان آمریکایی میگند تو بدترین حالت ممکنه میزان بی کاران تو آمریکا به 9 الی 10 در صد میرسه اما همین الان ما نرخ بیکارهامون بین 15 تا 18 در صد هستش.یا میگند تو آمریکا 3ملیون نفر بی کارند اما هیچ وقت همین اخبار میزان بی کارهای ایران رو نمیگه.در صورتی که هیچ وقت میزان نفرات بی کار یک جامعه رو واسه کارهای آماری ملاک قرار نمیدهند چرا؟چون ممکنه یک کشور 200 ملیون جمیت داشته باشه خوب 3 ملیون نسبت به 200 ملیون آمار زیادی نیست اما تو ایران اسلامی چی؟خدا میدونه.

یا اینکه میگند تو آمریکا 1نفر خوکشی کرد به خاطر اوضاع بد اقتصادی اما همینها هیچ وقت آمار ایرانی های خوکشی کرده رو نمیگند چرا چون تو جامعه ایجاد بحران میکنه(یعنی بگیم تو ایران ظاهرا همه چیز خوبه)حتی یه چیز جالب براتون بگم  تو ایران آمار خودکشی و خودسوزی رو فقط سازمان بهزیستی داره و اعلام نمیکنه.چرا؟بازم من نمیدونم.

در کل من فکر میکنم این بحرانی که تو آمریکا هست از بحران دهه 1930تو آمریکا که بدتر نیست و اقتصاد امریکا به دلیل ریشه دار بودن و اینکه اصولی پی ریزی شده و میتونه از این بحران خارج بشه شاید ممکنه بعدها بهترین اقتصاد دنیا نباشه اما مطمئنا یکی از بهترینهاست  چرا چون روس سیستم اقتصادیش فکر شده و به نسبت خیلی کشورها بروکراسی اداری نداری.نمونش اقتصاد آلمان یا حتی انگلستان بعد از جنگ جهانی دوم با اونکه هیچی ازشون باقی نموند اما الان یکی از بهترینها هستند.

اما ایران ما چی؟من خودم چه قبل از این بحران و چه حالا فکر میکنم به دلیل سو مدیریت و بروکراسی های اداری زیاد و باند بازی و ملاحظات حذبی و سیاسی حالا حالا ها اندر خم یک کوچه ایم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 17:51  توسط جواد   | 

سیاست عزیز

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاءبنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟

پدرش فکر می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال درمورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی . من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت فقیر و پابرهنه هست، چون از صبح تاشب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسرفهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است.امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست وفردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش ازخواب می پره. می ره به اتاقبرادر کوچیکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و
داره توی خرابي خودش دست وپا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش ومی بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار میکنه مادرش از خواب بیدار نمیشه. می ره تو اتاق کلفت شون که اون رو بیدارکنه، می بینه باباش توی تختکلفت شون خوابیده .....؟؟؟؟  . می ره و سر جاش میخوابه و فردا صبح ازخواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدیسیاست چیست؟

 پسر می گه: بله

پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنیاینکه حکومت، ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو می ده، در حالی که جامعه به خواب عمیقی فرو رفته وروشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه جامعه روبیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی لجن خودش دست و پا می زنه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 2:24  توسط جواد   | 

سریال...

جمعه شب مثل خیلی از خانواده های ایرانی داشتیم سریال یوزارسیف رو نگاه میکردیم(البته به اجبار چون تلوزیون برنامه بهتری نداشت).

من خودم در طول مدتی که این سریال آبکی پخش میشه چندتا مسایل عجیب و غریب دیدم که فکر کنم خیلی از شماها متوجه شده اید اما منم دوست دارم بگم(شاید یک جور تکرار مکرراته)

۱:وقتی فیلمی مثل ۳۰۰ درست شد ایرانی ها گفتند آقا هالیودی ها به ما توهین کرده اند و تاریخ رو وارونه جلوه داده اند و از این قبیل مسایل اما نوبت خودشون که رسید کلا همه چیز رو فراموش کرده اند مثلا  اگه مردهای مصر لباسهایی میپوشیدند که سینه هاشون معلوم نبون اینو ۱ بی احترامی میدونستند اما تو این سریال آستین کوتاه میپوشیدند(خوب البته اینجا ایرانه) یا آخناتون ۱ شهر بنا کرد به نام <<افق آتن>>که توی این سریال اصلا نامی از اون برده نشده.یا اینکه کلاوجود شخصی به نام یوسف با این اوصافی که تو قرآن اومده اصلا تو تاریخ مصر وجود نداره چون مصری ها همه چیز رو به صورت دقیق ثبت میکردند  (بر عکس ایرانی ها که اعتقاد چندانی به تاریخ نگاری نداشتند)البته شاید بعدها اسنادی پیدا بشه اما در حال حاضر سندی وجود نداره و داستان یوسف فقط تو قرآن و تورات نقل شده.

یا اینکه نشون دادند طبق خود رسم بنی اسراییل اگه کسی دزدی کنه ۴ سال باید برای صاحب مال بردگی کنه اما پدر یوسف نامه نوشت که اگه بچه منو آزاد نکی من تو رو نفرین میکنم در صورتی که به ظاهر بنیامین دزدی کرده بودو پدرش به جای طلب بخشش میگه اگه آزاد کردی که هیچ و گرنه نفرینت میکنم که این در حد پیامبر نیست که بیاد واسه منافع شخصیش از خدا کمک بخواهد.

یا اینکه آخناتون بر طبق مطالبی که تو تاریخ اومده ۱۷ سال حکومت کرد اما تاحالا  تو سریال ۲۰سال رو رد کرده یا اینکه اون ۶تا دختر داشته اما تو سریال ما ۱پسر بچه هم دیدیم که بچه آخناتون بوده.

یا اینکه در سال ۱۰ حکومت آخناتون کشور سوریه  بر اثر جنگ با  مصر تونست از مصر  جدا بشه.ویا خیلی از سوتی هایی که من الان یادم نیست.

فکر میکنم این داستان رو میشد تو یک فیلم ۲ ساعته راحت نشون داد بدون اینکه این همه آبکیش کنند.جالب تر از خود سریال جوکهایی هستش که بین مردم بابت این سریال رواج پیدا کرده(البته این نشون دهنده آگاهی مردم ماست) 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 1:50  توسط جواد   | 

بی نظیر

 بی نظیر بی نظیر بی نظیر

من در مورد بازی های کامپیوتری کلا اهل بازی های شمشیر زنی مثل peince of Persia  (شاهزاده ایرانی)  و یا قاتلان عقیده هستم و یا بازی های مثل tom raider(شکافنده آرامگاه)و در مورد بازی های تفنگی بازی های جنگ جهانی دوم رو بازی میکنم و در مورد بازی های که جنگهای مدرن رو نشون میدهند نظر خوبی نداشتم چون فکر میکنم این بازی ها داستانشون اون جذبه رو نداشت واسه من یا شاید هم واسه خیلی ها.iranian

اما بر حسب اتفاق با بازی call of duty.moder warfare(ندای وضیفه) آشنا شدم .یک بازی به تمام معنی مدرن اکشن با گرافیک بی نظیر صدا گذاری بی نقص. از همه مهمتر داستان پر جذبه و سینمایی اون.حیفم اومدم که در مورد این شاهکار چیزی ننویسم.

اما اولش بهترکمی در مورد  خود سری بازی های ندای وضیفه مطالب رو بگم:

سری بازی هایی که نسخه اولیه در مورد جنگ جهانی ساخته شد و در شماره 2 به اوج قدرت خود رسید بازی که در مراحل اولیه شما رو به حال و هوای جنگ معروف استالین گراد میبرد و فیلم بی نظیر دشمن پشت دروازه های شهر. اما نسخه سوم باز هم جنگ جهانی اما این بار این نسخه برای کامپیوتر منتشر نشد.

اما ندای وظیفه 4

خالد الاسد دومين مرد قدرتمند خاور ميانه است. او با کمک رهبران مبارزان مسلمان روس ـ عمران زاخايف ـ مي‌خواهد قدرت منطقه را به دست بگيرد. رييس‌جمهور عربستان سعودي ـ الفلاني ـ به دست الاسد کشته شده است. زاخايف نيز شش کلاهک اتمي به سوي سواحل شرقي آمريکا شليک کرده و تلفات به چهل و يک ميليون نفر بالغ خواهد شد(که شما باید جلوی این کار رو بگیرید). نيروهاي ويژه‌ي انگلستان و تفنگداران دريايي آمريکا بايد وارد عمل شوند و جلوي اين فاجعه‌ي جهاني را بگيرند

به دنياي «نداي وظيفه: نبرد جديد» (call of duty – modern warfare) خوش آمديد.

 

نام پر اعتبار Call of Duty که جوایز فراوانی را در سالهای اخیر از آن خود کرده است، ندای وظیفه 4برای کنسول PC منتشر خواهد نمود.

 

در جشنواره های مختلف این بازی توانسته با پیش نمایش خود منتقدان بازی های رایانه ای را متحیر سازد و عناوین بزرگی همچون "گرافیکی ترین بازی سال 2007"، "زیباترین بازی اکشن اول شخص سال 2007" و "برترین بازی سال عرضه شده برای کنسول ها" را از آن خود کند !

 

محیط بسیار زیبا، تاثیر گذار و فوق گرافیکی و سینمایی بازی با جلوه های ویژه فراوان بازی از ویژگی هاییست که در نگاه اول به این بازی رایانه ای به چشم می خورد . در این نسخه بازی داستان جنگ های مدرن را به جای جگ جهانی دوم دنبال می کند که نکته قابل تدامل آن است . گرافیک فوق العاده بازی، صدای بسیار زیبا که تمامی اصوات طبیعی و صدای اشیا را در خود دارد،  فیلم نامه بسیار قوی و عمیق بازی و ساخت Next-Generation عالی آن همگی نسخه چهارم بازی Call of Duty Modern Warfare را به یک بازی منحصر به فرد اکشن رایانه تبدیل کرده است.

يکي از به ياد ماندني‌ترين مراحل بازي، آن‌جايي است که به پانزده سال پيش در اوکراين باز مي‌گردد. عبور از ميان گشتي‌ها، استقرار روي ساختمان و تنظيم مسير صحيح گلوله بر اساس سرعت و جهت باد و ... اين مرحله را چيزي متفاوت با روال معمول بازي کرده است جایی که من به شخصه برای چند دقیقه مثل شخص اول بازی نفس خودمو تو سینه حبس کردم.

عمران زاخايف مسلمان است. نمي‌دانم چرا ياد اصلان ماسخادف رهبر مبارز مسلمانان چچن افتادم. چهره‌ي نيروهاي او با چهره‌ي ملکوتي (!)، چفيه و محاسن توپي، به رزمندگان ايراني و لبناني بيشتر شبيه است تا معارضان اروپاي شرقي.
• دشمن مسلمان است. چه روسيه باشد، چه خاور ميانه. نسخه‌هاي پيشين اين بازي به جنگ جهاني و آلمان مي‌پرداخت و حالا نوبت مسلمانان است. اين تغيير هدف را چند وقتي است که در بازي‌ها مي‌بينيم. به نظرم دوران مبارزه با نازيسم و کمونيسم در فضاي مجازي هم به سر آمده.

یکی دیگر از همدستان زاخایف که باید او را هم نابود کنید و در عربستان فعالیت میکند  الاسد است نمیدانم چرا احساس مي‌کنم سخنراني الاسد که صداي آن در بسياري از مراحل شنيده مي‌شود، از نظر لحن و محتوا، مرا ياد سيدحسن نصرالله مي‌اندازد یا حتی پرچم الاسد شبیه علامت حزب الله(2 شمشیر در طرفین به همراه یک دست که تفنگ کلاشینکف در دست دارد) هست.

ديوارنوشته‌هاي شهرهاي عربي کلمات جالبي را به نمايش گذاشته‌اند. «وحدانيه»، «ضربه قاضيه» «... غزه» و جالب‌تر از همه «شارع خليج العربي» است. اين تابلو را روي موشکي که در کشتي ابتداي بازي حمل مي‌شود هم مي‌بينيم؛ البته آن‌جا کلمه‌ي شارع ديده نمي‌شود.

صحنه اخر بازی خیلی خیلی جذابه و گیرا و صحنه ای همرزمان شما جلوتون کشته میشند و از دست شما کاری بر نمیاد.

 البته چیزی که من به شخصه از این بازی یاد گدفتم البته به غیر لذت بازی کردنش این بود که:جوان آمريکايي و اروپايي بايد ياد بگيرد که «پايداري در راه آرمان‌ها مستلزم صبر بر رنج‌هاست» و هميشه نمي‌تواند کار را با تلفن زدن به آرنولد و سوپرمن و تماشاي چند حرکت آکروباتيک به سرانجام برساند؛ و اگر غير از اين باشد، کدام بني‌بشري مي‌تواند به صرف هواداري از موهوماتي چون دموکراسي و بازار آزاد، کشته و مجروح شدن دسته‌دسته نازپرورده‌هاي آمريکايي و  اروپايي و آسيايي را در افغانستان و عراق و لبنان (و شايد زماني ديگر ايران) تاب بياورد.و دیگر اینکه بازی زمان کوتاهی هم داره و اگه یکم صبر و حوصله نشون بدید تموم میشه که این شاید میخواستند اینو نشون بدهند که اخرش پیروزی با خودشونه هر چند زمان ببره و تلفات بدهند.
• در يک کلام، بازي «نداي وظيفه: نبرد جديد» مي‌خواهد چهره‌ي دنياي جديدي را که شايد انسان امروزي با آن روبرو شود به او بنماياند و در ضمن به او ياد بدهد باقي ماندن در چنين آوردگاهي گاهي به خون دادن هم نياز دارد..

البته من توی یک سایتی در مورد این بازی خوندم که وزارت ارشاد این نسخه از بازی رو غیر قانونی اعلام کرده.

و آخر بازی برای من باز هم یک حسرت باقی موند و اون هم اینکه ای کاش ما هم بتونیم بازیی با گرافیک بالا و داستانی جذاب بسازیم که با استقبال جهانی روبرو بشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/27ساعت 19:38  توسط جواد   | 

به کجا چنین شتابان

اصولا هر سالی که سال کبیسه هستش تو ایران ما یک انتخابات ریاست جمهوری داریم.فکر کنم اون یک روز اضافه رو هم گذاشتند واسه اینکه این انتخابات انجام بشه و خیال ملت شهید پرور راحت بشه.

 ۴ نفر نامزدی خودشونو اعلام کرده اند که البته به غیر اقای کروبی و آقای موسوی تلوزیون(اخبار ۲۰:۳۰) خبر اون ۲ تا بیچاره رو اعلام نمیکه.

به هر حال این ۴ نفر داردند تبلیغ میکنند و از این مسایل و همش دم از اجرای قانون میزنند اما نمیگند که طبق خود همین قانون تبلیغات اینها غیر قانونیه و انگار قضیه ۴ سال پیش اقای دکتر معین یادشون رفته که ایشون اون همه تبلیغ کرد و نزدیک بود که رد صلاحیت بشه(که دلیلش رو من به شخصه نمیدونم احتمالا ایشون که وزیر بودند یا قصد بر اندازی نظام رو داشتند یا به قول شورای نگهبان اصلح نبودند)

به هر حال آقایون نامزدها یادشون باشه که شورای نگهبانی هم در کاره و اونها هستند که در وهله اول باید تشخیص بدهند شما اصلح هستید یا نه ومردم ایران در مرتبه دوم هستند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24ساعت 11:14  توسط جواد   | 

سلام آقای مایلی کهن.خداحافظ جام جهانی

امشب مایلی کهن سر مربی تیم ملی شد.من فقط موندم این آقا به غیر کینه توزی کار دیگه ای تو فوتبال بلد هست که اومدند اینو گذاشتند سر مربی تیم ملی.هر چند خیلی ها میگن انتخاب ایشون سیا سیه.

اگه تو جام ملتهای آسیا ۱۹۹۶ تونست نتیجه بگیره باید اینو یادمون بیاد که ۱ نسل طلایی رو تو تیم ایران بود به همراه آنالیزهای خیلی خوبه مجید جلالی اما بعد از اون چی؟کجا ایشون نتیجه گرفته اند که لیاقت تیم ملی رو داشته باشند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 0:52  توسط جواد   | 

سلام آقای چاوز

دو روز پش اجلاس  سران کشور های عرب بود که چندتا کشور هم به عنوان میهمان حضور داشتند.

به اینکه چندتا عرب شکم گنده دور هم جمع شدم کاری ندارم(هر چند هر سال یک قطنعنامه علیه کشورمون صادر میکنند و میگن جزایر ۳گانه رو بدید عربها با این جنبشم کاری ندارم) نکته جالب واسه من سخنرانی آقای هوگو چاوز بود توی این جلسه که در هنگام سخنرانی میگفت خلیج خلیج بنده خدا انگار تا حالا یک نقشه جغرافیا پیدا نکرده یا شاید تو کشورش نقشه ای وجود نداره یا شاید طرف سواد نداره.که البته طرف واسه جلب توجه عربها و گرفتن نفت مفتکی این حرف رو میزد. اما دست رییس جمهور شیلی درد نکنه گل کاشت همش میگفت خلیج فارس خلیج فارس که کل عربها اخماشون تو هم رفته بود.

راستی یک پیشنهادهم دارم واسه رییس جمهورمون:

آقای احمدی نژاد به جای تشکیل بانک مشترک و ساخت پالایشگاه پتروشیمی یک نقشه جغرافیا به <<هوگو>> جون کادو بدید.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/14ساعت 15:56  توسط جواد   | 

تعصب

سلام امیدوارم تعطیلات خوبی پشت سر گذاشته باشید.به خصوص

سیزده بدر رو.

 

به نظر من که امسال تعطیلات نوروز خیلی زود گذشت. نمیدونم چرا

اینجوری بود.

چند روز پیش اخبار شنیدم که بازم یک عده تو پاکستان به وسیله یک

 عملیات انتحاری(به قول تلویزیون عملیات شهادت طلبانه البته این از

نظر تلویزیون شهادت طلبانه نیست اما اونی که تو فلسطین انجام

 میشه اون میشه شهادت طلبانه ) کشته شدند اما ون نمیدونم

چرابیشتر مسلمانان حاضر نیستند چشماشونو باز کنند و ببینند که دنیا

 داره عوض  میشه قرن قرن 21 هستش شما اصلا نگاه کنید بیشتر

جاهایی که داره تو دنیا جنگ اتفاق میفته یک طرفش مسلمانها

هستند.این از پاکستان که با هزار بدبختی از هند جدا شد اما هند رو

نگاه کنید که کم کم داره میشه ابر قدرت واسه خودش اما پاکستان

 هنوز اندر خم یک که چه هستش و جالبه هر کدوم از طرفهای درگیر

میگند که خودشون دموکراسی ویا  اسلام رو بهتر پیاده میکنند.یا حتی

 جنگ ایران و عراق 8سال جنگ بین 2تا کشور مسلمان هر کسی هم

 بگه آقا دست امریکا پشت این قضیه بود من یکی میگم باشه قبول اما

 در کل آمریکا این وسط ضرر نکرد بلکه 2کشور بودند که باختند و ضررش

 رو هم  دیدند.

اما در کل فکر میکنم تعصب رو هر چیزی بده(غیرت رو با تعصب اشتباه

نگیرید|)تعصب روی دین  یا یک ایدئولوژی  یا خیلی از مسائل دیگه چون

 باعث میشه طرف نتونه چشمهاشو باز کنه و ببینه که ممکنه چیزهای

 بهتر و یا کارآمد تری هم وجود داشته باشه.

مثلا واسه من جالبه که خیلی ها همش میگند ایران باستان.سرزمین

 آریایی.بهترین کشور.شاهنشاهی بزرگ.یا خیلی ها هم که میگند

میخواهیم دینمونو عوض کنیم بشیم زرتشتی میگی واسه چی؟میگند

 واسه اینکه دین پدرانمونه  یا اینکه خیلی ها واسه اینکه نشون بدهند

 که ایرانیند میروند نشان فرهر میزارند تو گردنشون البته این میتونه3 تا دلیل داشته باشه:

 

  اینکه بگند ما ایرانی هستیم و خون پاک کوروش و از این مزخرفات نژاد

 پرستانه بزنند یا 1جورایی میخواهند مخالفتشونو با حکومت بیان کنند و

 یا خیلی ها هم میگند واسه قشنگی این کار رو میکنیم.

من نمیدونم چه تعصبی هست روی گذشتمون به جا اینکه بییایم و فکر

 آینده باشیم البته باید از گذشته درس بگیریم اما باید یادمون باشه که

تعصب کورکورانه هیچ فایده ای نداره(بازم میگم من کشورمو دوست دارم

که فکر کنم یه چیزی هست که هر انسانی یک احساس دلبستگی

 نسبت به جایی که توش بدنیا اومده و بزرگ شده داره که توی همه

انسانها هست)

فرض کنیم ما توی کشوری بودیم که این همه تمدن نداشت اون وقت

باید چه غلطی میکردیم؟یا خیلی ها میگند ما 2500 سال تمدن داشتیم

 اما همون افراد نمیدونند که چین 5000 سال تمدن داشت مصر 5200

سال اونهم با چه عظمت و شکوهی.

باز هم داره میگم تاریخ کشورمون  1کی از پر شکوهترین و پر بارترین

کشورهای دنیاست اما تعصب بی جا روش اشتباه هستش من خودم

شیفته تمدن مصر باستان هستم (حتما میپرسید چرا؟جون چشمامو

 باز کردم و روی یک چیز خاص تعصب نداشتم) چرا راه دور بریم من توی

 یک کتاب خوندم ایرانی ها بعد از اینکه کشور گشایی های زیادی انجام

دادند و بزرگترین کشور رو تشکیل دادند متوجه شدند که باید این کشور

رو اداره کنند  و رفتند چندین مشاور مصری آوردند واسه اداره امور

 کشورشون و یا حتی چندین پزشک ازمصر آوردند این نشون میده که

 اونها هم چشمهاشومو باز میکردند و تعصب کورکورانه نداشتند.

یا اروپایی ها توی قرون وسطی واسه اینکه کورکورانه از یک متد پیروی

 میکردند همش در حال در جا زدن بودند چه بسا اون چیزهایی رو هم

 که بدست آورده بودند رو از دست دادند. و روم با اون همه عظمت شده

 بود بازیچه دست چندتا راهب از همه جا بی خبر. و توی اون سالها

هیچ خبری از آتن با اون همه فلسفه پرداز و نقاز نبود.

یا حتی زنان ایرانی قبل از انقلاب تا پست وزارت هم رسیده بودند اما

 حالا کمپین راه میندازند تا بتونند حقوق مساوی داشته باشند.  و توی

 آرزوی رسیدن به وزارت هستند.

همه اینها نشون دهنده یک مورد هستش  پیروی کور کورانه از یک متد.

 

به قول سهراب سپهری:

چشمهارا باید شست

زیر باران باید رفت.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/14ساعت 15:31  توسط جواد   | 

تبلیغات

نمیدونم اهل تماشای تلویزیون هستید یا نه؟اون هم توی ایام  نوروز که کلی فیلم

خوب داره.اما 1 موضوعی توی ایام نوروز 1388 توجه منو جلب کرد و اون هم تبلیغات

 تلویزیون هستش.اگه دقت کنید میبینید تبلیغات تلویزیون شده فقط تبلیغ بانک از

بانک ملی گرفته تا تجارت و صادرات و(یعنی بانکهای دولتی یعنی اینکه دولت داره پول

 خودشو از یک جیب بر میداره میزاره تو اون یکی جیب)...و یک خط در میون تبلیغ

ایرانسل.خیلی به ندرت تبلیغ 1 محصول رو نشون میده.

این نشون دهنده اینه که  تولید در  کشور زیاد نیست و یا اینکه محصولاتی هم که

تولید میشه رقیبی آنچنانی ندارند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/10ساعت 9:35  توسط جواد   | 

فرهنگ نیرنگ

سلام و خسته نباشید

من به کشورهای دیگه سفر نکردم و توی جامعه ای غیر ایران زندگی نکردم اما یه چیزی که واسم جالبه توی ایران و فکر

میکنم داره کم کم تبدیل به یک فرهنگ میشه  دروغ گفتنه دروغ به خودمون درو غ به خانواده و...!

جالبه نه؟شاید تاحالا به این موضوع فکر نکردیم چرا؟چون دیگه داره قسمتی از فرهنگمون میشه.طرف شب میره مهمونی

 های آنچنانی صبح تسبیح دست میگیره و میره یر کار.طرف کل ۱۷ رکعت نماز رو فقط تو ادارش میخونه.. یا خیلی از این جور

مسائل  که توی جامعه میبینیم اما ازش سز سزی میگزریم.

نمیدونم فقط تو ایران این جوریه یا جاهای داگه هم هست.یا شاید هم واسه حکومت ایدئلوژیک کشورمون هست که مردم

مجبور شدن خودشونو به شکل و فرمی که حکومت میخواهد در بیارند.

تو تمام ادیان دروغ گفتن نکوهش شده (البته بجز تشیع که اون هم شرایطی واسه خودش داره  یک فرد مسلمان برای نجات

 جان خود از انجام برخی اعمال پرهیز کند؛ به عنوان نمونه اگر مسلمانی در برابر کفار قرار گیرد وخطر جانی او را تهدید کند

می‌تواند مسلمان بودن خویش را پنهان کند.


به این کار اصطلاحا میگن  «تقيه» که از واژه «وقايه» به معناى سپر گرفته شده است كه انسان بوسیله آن از جان ودیگر

چیزهایی ارزنده‏اش دفاع می‏کند) البته اینو بگم که تفیه فقط توی مذهب تشیع  هست حتی اهل تسنن هم قبول

ندارندو هیچ نمونه ای نداره و توی هیچ دینی وجود نداره حتی مسیحیان اولیه همچین کاری نمیکردند.

خوب البته یک دلیل اساسی این کار اهل تشیع واسه اینه که سالها اونها از طرف حکام وقت منفور قلمداد میشدند.

جالبه توی وصیت داریوش کبیر هم به راست گویی اشاره شده:

((توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت

سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و

برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را

خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت) (

به هر حال امیدوارم دیگه شاهد عمچین مسائلی نباشیم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/06ساعت 2:8  توسط جواد   | 

نسل سوخته

امشب شب آخر سال ۱۳۸۷ هستش.امسال با تمام روزهای خوب و بدش داره تموم میشه و ۱ سال دیگه شروع میشه.

سالی که واسه من سال خوبی نبود  به خصوص آخرش و حادثه ای که واسه دستم به وجود اومد.به هر حال باید ببینیم

عدد ۸ که واسه چینیها خوش یمنه واسه ما چطوریه.

به امید سالی بهتر واسه خودم و خانوادم و همه ایرانیان.

و یک شعر زیبا از روزبه بمانی که کاوه هغمایی این شعر رو خونده:

یکی جای دست و پاهاش، دادنِش چندتا ستاره
یکی اون ستاره هارم، جای دست و پاش نداره
یکی مون شد پاره پاره، یکی مونده نیمه کاره
یکی برگشته، تو سنگر، استخووناشو بیاره

بگو نسل ما کجا رفت؟
نسلی که اومد بباره!
نسلی که از آیینه رد شد، بی صدا به یک اشاره!
نسلی که می خواست زمینُ توی آسمون بکاره!
حتا آسمونش امروز توی قابی از حصاره

اون که قامت بلندش، سپر این سرزمین بود
روی خاک سرد غربت، پیِ یک قطعه دیاره
خیلیا پیاده رفتن، خیلیا شدن سواره
یکی دیگه جون به شب باخت، یکی دیگه شد ستاره

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/30ساعت 4:38  توسط جواد   |